تبلیغات
ریتـــم زنــــدگی .....وبلاگ اختصاصی محمد جواد کاردلی - مطالب فروردین 1389
چهارشنبه 18 فروردین 1389

ریتم , ایقاع

   نوشته شده توسط: محمدجواد کاردلی    

سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد / وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد

اساس طبیعت، ریتم است. با نگاهی به اطراف خود به آسانی می‌توان به وجود آن پی‌برد. گردش سیارات و ستارگان به دور خورشید، شب‌و روز، فصل‌ها و غیره وجود ریتم را ثابت می‌كند. «اساس ریتم، الگویی تكرار شونده از حس تنش و آسودگی یا حس انتظار و ارضا است. (راجرکیمی ین)»

كم انصافی است اگر ریتم را فقط مختص موسیقی بدانیم؛ و با شنیدن این كلمه فقط به یاد ضرب و طبل و دُهُل بیفتیم. ریتم در همه جا و همه چیز هست. حركت است؛ خواه تند، خواه كند؛ خواه در زمان، خواه در مكان. از طرفی ریتم عنصر اولیه‌ی تمام هنرهاست و زیبایی خطوط، اشكال، رنگ‌ها، حركات و ... را به‌وجود می‌آورد.

«ونسان دندی» موسیقی‌دان فرانسوی می‌گوید:

«ریتم عبارت‌ است از نظم و تناسب در زمان و مكان »

افلاطون نیز ریتم را انتظام جنبش و حركت می‌داند.

از آن‌جا كه آدمی را طبیعت ورق می‌زند، ریتم را در نهادش قرار داده و هر آن وقت كه انسان با جریان موزون مواجه می‌شود، بی‌اختیار تسلیم، و ناخواسته با آن هماهنگ می‌شود. اصولاً ما از كارهایی كه با ریتم همراه است بیشتر لذت می‌بریم و كار و فعالیت در قالب یك عمل ریتمیك آسان‌تر است و انرژی كمتری طلب می‌كند. برای مثال دویدن سربازها كه با ریتم خاصی همراه است (4 تایی به‌صورت 1، 2، 3، 4) به مراتب راحت‌تر و دلپذیرتر است از دویدن همان سربازها بدون نظم. یا اینكه انسان شعر را به خاطر وزنش بهتر و راحت‌تر از نثر به خاطر می‌سپارد. حفظ جدول ضرب نیز با ریتم آسان‌تر صورت می‌گیرد. دو دوتا، چهارتا. سه سه تا، نه تا و ...

ریتم در موسیقی نیز به عنوان یك ركن بنیادی محسوب می‌شود و خیلی از محققان آن را بر ملودی مقدم دانسته‌اند. در همه‌ی رسالات موسیقی قدیم، ریتم یكی از بخش‌های مهم رساله‌ است كه راجع به آن بحث‌های فراوانی نیز كرده‌اند. هرچند در تعریف و تبیین ریتم، در بین رسالات اختلاف‌هایی هم دیده می‌شود، ولی با بررسی دقیق تا حدودی می‌توان به نتیجه‌ی ثابتی رسید. امروزه ریتم در موسیقی ایرانی با معیارهای نادرست عنوان می‌شود و حتا برای نگارش ریتم ایرانی علایم موسیقی اروپایی به‌كار می‌رود (مثل 8/6 یا 4/2 و ... ). اگر با دقت به این مهم بنگریم، آشكار می‌شود كه به‌ هیچ عنوان نمی‌توان موسیقی ایرانی را با تئوری موسیقی غربی ارایه كرد.

در قدیم ریتم را «ایقاع» می‌گفتند و موسیقی‌دانان تعریف‌های نسبتاً یكدستی از آن ارایه كرده‌اند كه در جای خود به آن می‌پردازیم. ایقاعات را با «دور» می‌سنجیدند.

منظور از دور، یك سیكل زمانی است كه در آن آرایش مشخصی از ضربات قرار می‌گیرد. به‌طور كل شاخص ریتم در موسیقی ایران همان سیستم دوری است، كه مطابق با عروض در شعر است. ولی متأسفانه امروزه به این مهم توجهی نمی‌شود و نت‌نویسان، آثار ایرانی را در قالب «میزان‌بندی»، كه شاخص ریتم در موسیقی اروپایی است، می‌نویسند. برای مثال به گوشه‌‌ی كرشمه كه در ردیف موسیقی ایرانی، از گوشه‌های دارای وزن است می‌پردازیم:

آرایش ریتمیك این دور به شكل زیر است:

تَنَنْ تَنَنْ تَنَنَنْ تَنْ تَنَنْ تَنَنْ تَنَنَنْ تَنْ

مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن

به‌سان رود که در نشیب دره سر به سنگ می‌زند، رونده باش . امید هیچ معجزی ز مرده نیست، زنده باش


چهارشنبه 18 فروردین 1389

گذری بر رزومه کاری استاد صدیق تعریف

   نوشته شده توسط: محمدجواد کاردلی    

صدیق تعریف


محمد صدیق تعریف خواننده موسیقی ایرانی سال 1334 در سنندج به دنیا آمد و در سنندج با موسیقی ایرانی آشنا شد. اما آغاز فعالیت حرفه ای او مصادف با زمان ورود به دانشگاه و اقامت در تهران بود.
سال 1354 هم زمان با ورود به دانشگاه هنرهای زیبای دانشگاه تهران موسیقی تحصیل در رشته هنرهای نمایشی را آغاز کرد و سال 1359 از دانشگاه فارغ التحصیل شد. هم زمان از محضر استاد محمود کریمی بهره می گرفت و به تحصیل موسیقی می پرداخت. او از سال 1354 ت 1356 نزد این استاد به آموختن ردیف های آوازی پرداخت.
از سال 1355 تا سال 1357 نیز نزد رضوی سروستانی به آشنایی با مکتب های آوازی استاد طاهر زاده به روایت استاد برومند مشغول بود. سال های 1359 تا 1364 نیز با شیوه و سبك آوازی استاد عبداله دوامی به یاری و همت نصراله ناصح‌پور پرداخت.
اولین كنسرت رسمی صدیق تعریف و ارائه اولین كاست موسیقی به نام «مكتب اصفهان» به یاد استاد حسین طاهرزاده در دستگاه سه ‌گاه، با همكاری گروه شیدا و عارف به سرپرستی محمدرضا لطفی در سال 1362 انجام شد.
اجرای چند تصنیف کوتاه بر روی رباعیات ابو علی سینا به آهنگسازی فرهاد فخرالدینی، در سریال ابن سینا که در سال 64 از صدا و سیما پخش می شد چهره او را به عنوان یک خواننده بیشتر به مردم شناساند.
پائیز 1367 كنسرت شورانگیز (بیات ترك) را با همكاری گروه شیدا و عارف به سرپرستی و آهنگسازی حسین علیزاده در تهران تالار وحدت اجرا کرد. در این سال تعریف همچنین دومین اثر خود، آلبوم گلگشت با همکاری گروه شیدا به سرپرستی پشنگ کامکار را نیز اجرا و روانه بازار کرد. او در این سال قطعاتی از آثار حسین دهلوی را نیز در آلبومی به نام آثاری از حسین دهلوی، اجرا و ارائه کرد.
تابستان سال بعد كنسرت همیاری به مناسبت فاجعه زلزله گیلان و مازندران سال 1368 به همراه گروه همنوازان سه تار و به آهنگسازی و سرپرستی حسین علیزاده، را در تهران تالار وحدت اجرا کرد.
بهار سال 1369 نیز آلبوم شیدایی را که حاصل همکاری مشترک تعریف با جلال ذوالفنون و اجرای گروه سه تار نوازان بود، تدوین و ارائه کرد.
پس از این دوره او باز هم به فراگیری و تحقیق در زمینه آواز پرداخت و از سال 1368 تا 1372 قطعات و تصانیف استادان قدیمی را در محضر زنده یاد علی اصغر بهاری و آشنائی با مکاتب و شیوه های آوازی قدیم ایران در محضر مجید کیانی از سال 1370 تا 1372 ادامه داد.
همزمان با این کارها به ارائه آثار موسیقایی نیز می پرداخت که از آن جمله می توان به انتشار آلبوم فراق با همکاری گروه شیدا و سرپرستی پشنگ کامکار در زمستان 1371 و همچنین تدوین و ارائه شور دشت با همکاری گروه همنوازان در زمستان 1372 اشاره کرد. او از سال 1372 تا 1375 نیز از محضر استاد رجب امیری فلاح بهره گرفت.

او همچنین آثاری نیز در خارج از ایران به اجرا درآورده است که اجرای کنسرت سه گاه و ماهور در پاریس در پائیز سال 1373 و مجموعه کنسرت های بیات اصفهان به همراهی گروه شیدا و به آهنگسازی و سرپرستی محمدرضا لطفی در کشور های ایتالیا، فرانسه، سوئیس، آلمان، انگلستان و فرانسه در سال های 1374 و 1375 از آن جمله اند.

1.      اجرای آواز و تصنیف عبدالقادر مراغه ای موسیقیدان بزرگ قرن نهم ایران در مقدمه سریال تلویزیونی امام علی (ع)، حاصل تحقیق و تدوین استاد فرهاد فخرالدینی نیز از آثار ماندگار و مهم دیگر این هنرمند به شمار می آید.

از آثار دیگر این هنرمند می توان به آلبوم های آبگینه (اجرای گروه همنوازان، بهار 1376)، یاد طاهر زاده ، شیدائی، شور دشت، ماه همیشه تابان(سال 1378)، ماه بانو (به مناسبت چهلمین سالگرد در گذشت قمرالملوک وزیری، سال 1378)، کردانه (اجرای گروه کامکارها در سال 1382)، ماه عروس (آهنگسازی حمید متبسم و اجرای گروه دستان، سال 1383) اشاره کرد.
او علاوه بر اجرای کنسرت و ارائه آلبوم های موسیقی، از سال 1364 تا کنون به تعلیم وتدریس موسیقی و آواز ایرانی مشغول است.


چهارشنبه 18 فروردین 1389

موسیقی در دوران ساسانیان

   نوشته شده توسط: محمدجواد کاردلی    

بطوری که در تاریخ ایران آمده است این تنها نام مشاهیر هنری دوره ساسانی است که باقیمانده و از مشاهیر دوره های قبل، حتی نامی هم در بین نیست. تا جایی که عده ای به وجود نوابغ علوم و هنر در ایران تا پیش از این اعتقاد ندارند و ایرانیان قدیم را تنها افرادی که دارای استعداد نظامی و اقتصادی بودند، می شناسند
با ظهور شخصیت هایی همچون مانی و مزدک، انواع ادبیات هنری (غیر شعری) و هنرهای ظریفه رشد پیدا کرده و طرفدارانی را به خود جلب کرد. در این میان می توان به نقاشی های مکتب مانی، کتابهایی نظیر کارنامه اردشیر بابکان، خداینامه (خواتای نامک) و دهها اثر دیگر که از آن دوره برجای مانده است اشاره کرد.


اردشیر بابکان طبقات مختلف موسیقیدانها را نیک می شناخت و برای هریک قانون مخصوصی وضع کرده بود. انوشیروان در رعایت قانون و حقوق هنرمندان سعی آشکار داشت و بهرام گور خود چکام سرایی چیره دست بود.
با تشویق و حمایت دربار ساسانی از موسیقیدانها، مردم نیز بتدریج علاقمند به موسیقی شدند، بطوریکه در این دوره موسیقیدانان از رفاه و احترام بسیاری برخوردار بودند. نام اولین موسیقیدان بزرگ ایرانی از قبیل باربد، نکیسا، بامشاد و رامتین نیز از همان زمان برای ما به یادگار مانده است. همچنین نام بسیاری از الحان سازنده موسیقی و سازهای آن زمان.


رواج موسیقی در عصر ساسانی با نام اردشیر بابکان تداعی می شود. اردشیر بابکان طی سلطنت خود که کمتر از بیست سال بود (۲۴۱-۲۲۶ میلادی) ، ایران را به مدارج بالایی از نظم و اعتبار جهانی رساند.
تعیین نظام طبقاتی مردم و همچنین موسیقیدانها از ابتکارهای او بود. در این زمان خنیاگران و رامشگران که از دیرباز جزو طبقات متوسط و گاهی حتی پست جامعه بودند، به سطح درباریان ترقی داده شدند. او درباریان را به هفت طبقه تقسیم کرده بود که موسیقیدانان در طبقه پنجم محسوب می شدند.
آرتور کریستین سن مستشرق اروپایی که در باره تمدن ایران در عهدد ساسانی تحقیقات زیادی انجام داده است با تحسین و تعجب می نویسد :
"
در زمان حکومت ساسانیان و اردشی، خنیاگران (نوازندگان و سازندگان) در ردیف مامورین عالیربته دولت بودند."


علامه عباس اقبال آشتیانی می نویسد :
"
موسیقی در ایران قدیم، رونق بالنسبه کامل داشته است. اردشیر بابکان موسس سلسله ساسانی در موقعی که درباریان و اعیان حضرت خود را به طبقات ممتاز تقسیم می نمود، مطربان و مغنیان را طبقه مخصوصی قرار داد و در میان طبقات ایشان را مقامی متوسط اعطا فرمود."
بهرام گور پانزدهمین پادشاه ساسانی بود، او در نوجوانی با فرهنگ و ادب و هنر کشورهای دیگر آشنا شد و طبق رسم اشراف زادگان آن زمان، بعد از یادگیری علوم و فنون مختلف، موسیقی آموخت
بهرام مردی جنگاور بود که بی اندازه به موسیقی علاقه داشت. بطوریکه بعد از نشستن به تخت پادشاهی اولین کاری که کرد رسیدگی به وضع موسیقیدانان و تامین رفاه آنها بود. او موسیقیدانها را از لحاظ مقام و رتبه بالاتر برد و گروهی از آنها را به طبقه اول برنشاند. جانشینان بهرام تا انوشیروان نیز این رسم را برپا داشتند.


علاقه بهرام گور به موسیقی به حدی بود که هنرمندان بزرگ را با مطربان برابر می نشاند و به دلخواه خود تعیین رتبه می کرد. تا جایی که اسباب ناخشنودی عده ای را فراهم می ساخت! او هرکس را که مایه خوشنودی خود می دید برتر می نشاند.
ابو منصور ثعالبی صاحب کتاب "غررالاخبار ملوک الفرس" آورده است که :
"
بهرام گور چهارصد نوازنده را از هند به ایران خواند، و این هنرمندان را بر سایر طبقات مقدم شمرد. این هنرمندان به نام لولی یا سوری نامیده می شدند. آنان شوخ و ظریف بودند و در هر کوی و برزن، شهر و روستا برای مردم ساز می نواختند و می خواندند."
حمزه اصفهانی اضافه می کند : "اینان در ایران ماندند و زاد و ولد کردند که طایفه زط همین ها هستند."


سه شنبه 17 فروردین 1389

سلام

   نوشته شده توسط: محمدجواد کاردلی    

سلام دوست گرام.

از اینکه با صبر و حوصله و مهمتر از همه با ادب و احترام نقد بحث های موجود میکنید سپاسگزارم.

1- هر شخصی اشتباهات ناخواسته ای در مدتی خاص انجام میده نباید به چیز دیگری نسبت داد.درسته املاء بحث به این شکله .که مصمعنا اشتباه تایپیه و لی خواهشمندم املاء درست انسانیت رو تایپ کن تا شاید دیگران اشتباهات خود را از سرمشق شما عزیز اصلاح کنند.گمانم این بود که لااقل در مورد مباحث مهمتری به گفتمان بشینیم......

2- در مورد استاد قنبر زاده : دیگران را نقد کردید, فرض کنید قبول : حالا چرا از استاد قنبر زاده استفاده نکردید ؟؟؟به گفته شما ایشان فقط فعالند چرا از این عزیز استفاده نکردید.

3- مهمتر از همه : استاد نوازنده دانشجوی ترم آخر موسیقی گرایش ساز های بادی ( فلوت)و سولیست دو ارکستر میباشد , رهبران هر دو ارکستر از کارشناسان موسیقی وبا بیش از10 سال سابقه  از نوازندگان تست به عمل آوردند.جدای از این به مدت 3 سال در آموزشگاه این جانب فعالیت دارند.و از شاگردان مطرح اساتیدی چون کاوه سروریان و ناصر رحیمی میباشد.و باز جدای از اینها استاد ساکت رو که کاملا میشناسید (که شما اساتید محترم با این استاد عزیز عکسی به یادگار انداختید) از استاد ساکت بپرسید که قدرت نوازندگی آقای نوازنده گرجی چگونست ؟؟زمزه است که این عزیز در شبکه های ماهواره ای اجرایی داشته باشه که انشاءالله این اتفاق میفته وبیلان کاریی میشه واسه شهرمون.

4-بند آخر گفته مرا دوباره بخوانید.. گفتم لا اقل در این برنامه از نوازندگان مهمان استفاده نمیشد بهتر بود, نگفتم که اصلا استفاده نشه.. به نظر شما در اجرای گروه ما اگر کمانچه بود بهتر نمیشد؟؟ اگر عود بود چطور؟؟مطمعنا کار قویتر ارائه میشد....

5- دوستم از همین کج فهمیهای منو توست که شهرمون با اینکه از پتانسیل بالای نوازندگی بر خورداره میبینیم که حرفی واسه گفتن نداره ...

6- دوستم ما یادمون میره که  بهشهری هستیم.

سپاس و دوصد درود.. 


شنبه 7 فروردین 1389

عرض تسلیت

   نوشته شده توسط: محمدجواد کاردلی    

سلام دوستان عزیز

امیدوارم که سال پر باری رو آغاز کرده باشین

5 فروردین 89 مطلع شدیم که یکی از هنر مندان فلکوریک ما که آوازه درخشانی در موسیقی فولک ما داشت دار فانی رو وداع گفت.

مرحوم اصغر کتولی فرزند هنر مند بنام دو دهه قبل ( قدر) بر  اثر عارضه قلبی از دنیا دست شست.

مر حوم اصغر کتولی به واسته برخی نژاد پرستی های کاذب گوشه نشینی اختیار کرده بود و در اواخر عمر خود به نشستها شبانه بسنده کرده بود.

روحش شاد ویادش گرامی